السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
349
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
2 . آيا ممكن است كه سيف تمام اين مطالب را از پيش خود ساخته باشد ؟ يعنى تاريخى را به خيال خود نوشته باشد ؟ انسان از اين نيروى خيالانگيز گسترده به شگفت مىآيد ، اگر اين فرضيه شما واقعيت داشته باشد ! 3 . سيف رويدادهايى را به طور مفصّل نگاشته است و تفصيلنگارى او دليل بر تيزنگرى و ريزهبينى و اهتمام هرچه تمامتر او است ؛ به جزئياتى كه ديگران به آن توجّهى نمىكردند ، وى در ضمن همين تفصيلات است كه متعرّض نامهايى مىشود كه از خاطرهها محو شده و از يادها رفته است ، براى شما مثالى بياورم : شما كتاب فتوح البلدان بلاذرى را برداريد و با كتاب فتوح مصر ابن عبد الحكم مقايسه كنيد ، اوّلى به طور عام و عمومى نوشته و دومى به طور خاص و فقط در بارهء مصر مىباشد ، آيا تمام چيزهايى را كه ابن عبد الحكم - كه نزد شما و هم نزد من مورد اطمينان است - آورده است ، بلاذرى نيز گفته است ؟ پس چگونه مىتوان اخبار ابن عبد الحكم را با اخبار بلاذرى مقايسه كرد . اعتقاد من اين است كه سيف همچنين وضعيّتى دارد ، زيرا او در نظر داشته كتابى مفصّل و جامع بنويسد كه تمام رويدادها را در آن جمع كند و به كليّات و خلاصهها اكتفا نكرده و آنچه كه از قلم ديگران سهواً يا عمداً افتاده است ، وى ذكر نموده و روا نباشد كه فقط كتاب سيف را بر نوشتههايى ، هم چون طبقات ابن سعد كه به هدف نگارش طبقات و درجات و مراتب اشخاص نوشته شده است و با آنها و يا كتابهاى بعد از آن هم چون اسد الغابه و الاصابه ، مقايسه نماييم ، مگر بدين منظور كه با آنها آشنايى پيدا كنيم و مىبينيم كه چگونه روايات سيف در آنها نقل شده و جريان پيدا كرده است . من پيش از هر چيز روايات سيف را بر روايات ابو مخنف و يا ديگرانى كه طبرى از آنها روايت نموده است ، عرض مىنمايم تا آن كه برايم آشكار شود چه شده است ، فقط او يك موضوع را نقل كرده است و شايد چنين نباشد كه علّت و سبب تنهايى سيف در موضوعى كه نقل كرده خيال و وهم او باشد و يا اين كه خواسته باشد از بزرگانى كه بر دامنشان گرد ملامتى از رويدادهاى تاريخى نشسته دفاع كند . 4 . در آن مواردى كه روايت سيف با روايات ديگران هماهنگ است ، نظر شما